هفدهم ماه شوّال

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

هفدهم ماه شوّال

پست  Aelaa.net في الأحد فبراير 08, 2009 5:02 pm

هو الله العلي الأعلى
بسم الله الرّحمان الرّحيم

Aelaa.net
Admin

تعداد پستها : 758
Join date : 2009-01-18

خواندن مشخصات فردي http://hayaate-aelaa.own0.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مرسولات منتشره

پست  Aelaa.net في الخميس نوفمبر 12, 2009 6:15 am

روزنامه گاه شناسى : تقويم نجومي جامع

17 شوال 1429
4shared.com/file/66904011/32347980/17-Shawwaal-1429.html

17 شوال 1430
4shared.com/file/137179594/5ca670ba/17SHawwaal1430.html

Aelaa.net
Admin

تعداد پستها : 758
Join date : 2009-01-18

خواندن مشخصات فردي http://hayaate-aelaa.own0.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

فضيلت اين روز

پست  najm152 في الثلاثاء مارس 23, 2010 6:57 am

هفدهم ماه شوال

بنابرنقلي وفات جناب ابوطالب

روز : بنابرنقلي جنگ احد و مواسات حضرت أمير با حضرت پيامبر (صلى الله عليهما وآلهما) سال 3 هجرت

روز : جنگ و فتح خندق (احزاب) و هلاك عمرو بن عبد ود بدست مبارك حضرت مولا (صلوات الله عليه) سال 5 هجرت


سال پنجم، غزوه خندق پيش آمد و آن را غزوه احزاب نيز مي گويند. از اين جهت كه قريش از همه قبائل استمداد كردند و جهودان بنى النضير را بجهت كين و كيدى كه با رسول خدا (صلى الله عليه وآله) داشتند بكفار مكه پيوستند و با ايشان معاهده كردند كه در حرب رسول خدا يك دل و يك جهت باشند و مهياى جنگ پيغمبر شدند.

و از اين سوى خبر به پيغمبر رسيد در باب ايشان، مشورت كرد. سلمان عرض كرد كه دور مدينه را خندق بكنند. پس حفر خندق كردند. مشركين كه وارد شدند، در آن طرف خندق منزل كردند و مسلمانان از ايشان ترس بسيار پيدا كردند و زياده از بيست روز حربى واقع نشد جز آنكه تير و سنگ بهم ميانداختند.


آخر الامر، يك روز جماعتى از قريش مانند: عمر بن عبدود، نوفل بن عبدالله، هبيرة بن ابى وهب، عكرمة بن ابي جهل، ضرار بن الخطاب مهياى حرب شدند و اسبهاى خود را سوار شده از موضعى كه تنگتر بود، از خندق جستن كردن. عمر بن عبدود، مبارز طلبيد و چون عمرو را فارس يَلْيَلْ مي ناميدند و او را با هزار سوار برابر ميدانستد اصحاب وصف شجاعت او را شنيده بودند، كسى جرئت ميدان او نكرد و همه سرها بزير افكندند و عمر بن الخطاب بجهت بهانه اصحاب سخنى چند از شجاعت عمرو تذكره كرد كه خاطر اصحاب شكسته تر گشت و منافقين چيره شدند و عبدالرحمن بن عوف با جماعتى گفت كه: اين شيطان كه عمرو باشد هيچكس را زنده نخواهد گذاشت. صواب آنستكه اگر توانيم با يكديگر همدست شويم و محمد را دست بسته بدو سپاريم تا او را بكشد و خود با قوم پيوسته شويم و روزگار بآسودگى بريم.

رسول خدا (صلى الله عليه وآله) چون شنيد كه عمرو مبارز ميطلبد فرمود: هيچ دوستى باشد كه شر اين دشمن را كفايت كند؟ شير يزدان، على مرتضى، (عليه السلام) عرض كرد: من مبارزت كنم با او .
حضرت خاموش شد. ديگر باره عمرو ندا كرد كه: كيست به نبرد من آيد؟ و اسب خود را از چپ و راست بجولان در آورد و گفت:
و لقد بححت من النداء = بجمعكم هل من مبارز

يعنى: بانگ من درشت و خشن شد از بس در موقف مبارزت ايستادم و طلب مبارز كردم.
چون عمرو لختى از اينگونه سخن كرد، ديگر باره امير المؤمنين (عليه السلام) اجازت ميدان خواست. رسول خدا (صلى الله عليه وآله) همچنان خاموش بود. در اين كرت عمرو از در شناعت و شماتت سخنى چند ادا كرد. على (عليه السلام) عرض كرد: يا رسول الله مرا رخصت فرماى تا باوى محاريت كنم.


خدا رحمت كند مرحوم فتحعلى خان ملك الشعرا را كه در اين مقام چه نيكو گفته:
پيمبر سرودش كه عمرو است اين = كه دست يلى آخته ز آستين
على گفت ايشاه اينك منم = كه يك بيشه شير است در جوشتم

امير المؤمنين اذن قتال گرفت و آهنگ ميدان كرد و زمين جنگ با عمرو تنگ كرد و در جواب اشعار او فرمود: لا تعجلن فقد اتاك = مجيب صوتك غير عاجز
در اينوقت رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمود: برز الايمان كله الى الشرك كله.
پس امير المؤمنين (عليه السلام) عمرو را دعوت فرمود بيكى از سه امر، يا اسلام آورد يا دست از جنگ با پيغمبر بدارد و يا از اسب پياده شود. عمرو امر سوم را اختيار كرد. اما در نهان از جنگ با امير المومنين (عليه السلام) ترسناك بود. ولى به تظاهر گفت: يا على بسلامت بازشو، هنوز ترا هنگام ميدان و نبرد با مردان نرسيده. هنوزت دهان شير بويدهمى، و ديگر آنكه من با پدرت دوست بودم و دوست نميدارم كه ترا بكشم و نميدانم پسر عمت بچه ايمنى ترا بجنگ من فرستاد و حال آنكه من قدرت دارم ترا به نيزه ام بريايم و در ميان آسمان و زمين معلق بدارم كه نه مرده باشى و نه زنده.
على (عليه السلام) فرمود: اين سخن را بگذار. همانا من دوست ميدارم كه ترا در راه خدا بكشم. پس عمرو پياده شد و اسب خود را پى كرد و با شمشير آخته بر سر امير المؤمنين تاخت و با يكديگر سخت بكوشيدند كه زمين از گرد تاريك شد و لشكريان از دو جانب ايشان را نميديدند.
آخر الامر، عمرو فرصتى كرد و شمشير خود را بر امير المؤمنين (عليه السلام) فرود آورد. امير المؤمنين سپر در سر كشيد. شمشير عمرو سپر را دو نيمه كرد و سر آن جناب را جراحتى رسانيد.
امير المؤمنين (عليه السلام) چون شير زخم خورده بر عمرو شتافت و بيك ضربت كار او را بساخت تكبير گفت. و عكرمة و هيبرة و نوفل و ضرار كه همراه عمرو بودند فرار كردند. مسلمانان دانستند كه امير المؤمنين (عليه السلام) غلبه جسته. شاد شدند و رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمود كه: مبارزت على در روز خندق؛ افضل اعمال امت من است تا روز قيامت.
جون در آن جنگ همه كفار و دشمنان از مشركين و يهود براى نابود كردن اسلام و مسلمانان اجتماع كرده بودند، و در آنروز؛ سرنوشت دين اسلام به مخاطره افتاده بود و آن جنگ سرنوشت ساز بوده و هيج كسي جز حضرت مولا حاضر به مبارزه با عمرو بن عبدود نشده بود و اگر مولا او را نمي كشت غلبه با كفار مي شد. و اين مقام را گنجايش بيش از اين نيست.
روز : بنابرنقلي رد شمس براي حضرت أمير (صلوات الله عليه) در زمان پيامبر (صلى الله عليه وآله)

روز : وفات خواجه اباصلت هروي خادم حضرت رضا (صلوات الله عليه) سال 207

najm152
Admin

تعداد پستها : 34
Join date : 2010-03-18

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

آئين هنگام

پست  najm164 في الأربعاء أبريل 07, 2010 4:04 pm

آئين هنگام

najm164
Admin

تعداد پستها : 701
Join date : 2009-11-17

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد